X
تبلیغات
یادلحظه ها
آمده ام تا فراموش نشوم

میدونم که فصل امتحاناست برای همین براتون یه مطلب گذاشتم که یکم انرژی بگیرید

(البته اگه کسی سر به وبلاگ بزنه)

موفق باشید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390ساعت 20:15  توسط مریم سالار | 

دلا امشب به میبایدوضوکرد

و هر ناممکنی را ارزو کرد

رفقای گلم امشب شب عزیزیه ازش غافل نشیدویادتون نره که برای رفقاتون ارزوهای خوب خوب بکنید

به امید ظهور مولا وسرورمان امام زمان

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390ساعت 17:53  توسط مریم سالار | 

این دسته گل زیبا تقدیم به همه ی دوستانم که مادر شدن یاازدواج کردن یا هنوز هیچ اتفاقی براشون نیوفتاده

روز همتون مبارک 

دوستون دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد 1390ساعت 11:40  توسط مریم سالار | 
السلام علیک یا فاطمه الزهرا(س )

ایام شهادت حضرت زهرا(س) رو به همه ی

شما دوستان عزیزم تسلیت میگم

تو این شبای قشنگ دوستاتونو از یاد نبرید                                                                     

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390ساعت 18:21  توسط مریم سالار | 
سلام به همه ی رفقای گلم

یه خبر دارم توپ توپ

بزن ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390ساعت 20:3  توسط مریم سالار | 
دلم سخت گرفته

ای کاش هنوز قتلگاهی بود تا هنگام دلتنگی گوشه ای بنشینی و درد و دل کنی با خون ۷۲ شهید

با پور ولی بگویی با شهید ترابی و.....

با بهشتی بگویی شاید در این ازدحام دستت را بگیرد دلت را آرام کند و بهشتی ات کند

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389ساعت 0:57  توسط زینب شیرازی | 
السلام علیک یا اباعبدالله

امام حسین (ع) در توصیف سپاهیان یزید فرمودند:

الناس عبید الدنیا،الدین لعق علی السنتهم

بندگان دنیایی که دین لقلقه ی زبانشان است

حسین را کافران نکشتند مدعیان دینداری سر بر نیزه کردند!

 چه میکند این دنیا که بنده اش حسین میکشد؟؟

 مگر چقدر تفاوت است میان عبد دنیا و عبد خدا که آن حسین میکشد و این با حسین کشته میشود

                                                       و چقدر شبیه اند کوفیان به بسیاری از ما مدعیان امروز

                                                     اگر امروز بود

       چه عظیم میشد سپاه یزید!!


 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آذر 1389ساعت 1:45  توسط زینب شیرازی | 
 
اگر خدا بخواهد

 ابرهه می سوزد در  فلوریدا

و آب می پاشد بر سر آتش

حالا از ونکور تا کشمیر

مردم به خیابان ریخته اند

کشیش بی کششی بودی

آقای جونز!

بدان خیال که سوزد کتاب در آتش

دوباره ابرهه ای ریخت آب در آتش

کشیش بی کششی بودی که فکر می کردی

آفتاب را می توان سوزاند

و ذره بین گرفتی 

تا پشت دست خورشید را بسوزانی

خیال کردی قرآن پاک سوختنی ست

خیال کردی اگر آفتاب در آتش...

کشیش بی کششی بودی که کبریت کشیدی بر خودت

الا برادر شیخ النجد

کشیش بی کشش! از کوشش تو و ابلیس

تو را نصیب چه شد؟ جز عذاب در آتش

همراه ریش و ریشه ی تو

سبیل خنده دار تو هم  سوخت

چرا که:

چراغ از آن خدا بود و پف از آن تو، شد

دعای سوختگان مستجاب در آتش

پیش از تو نیز

برادران حاتم طائی

رفتند و

پاشیدند و

دود شدند

درون چشمه ی زمزم چه می کنی استاد!

بهوش باش نپاشی شراب در آتش

کشیش بی کششی هستی

رانده از کلیسا و

مانده از معبد

کتاب کفر به کف داری این نه انجیل است

برو به دشمنی این کتاب در آتش

حمالة الحطب شده ای آقای جونز!

می بینی چه راحت شاعران سبیل تو را دود می دهند

تنها در کتاب رکوردها

احمق ترین شدی

تنها دنیا به تو خندید

و شاعری سرود:

نصیب نیست تو را جز همین که هیمه شوی

تو کم ز هیزم خشکی، بخواب در آتش!

بخواب آقای جونز!

پماد سوختگی فردا

از تل آویو خواهد رسید!

                     ۲۳ شهریور ۱۳۸۹- دهلی

 

-----------------------------------------------------

پانوشت:

طرح از سایت دوئل

شعر از دکتر علیرضا قزوه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389ساعت 18:26  توسط زینب شیرازی | 

دلم  در تب و تاب است نکند............

{در آخر هر روز از ماه رمضان در وقت افطار حق تعالی هزار هزار کس را از آتش جهنم آزاد میکند و چون شب جمعه و روز جمعه میشود در هر ساعتی هزار هزار کس را از آتش جهنم ازاد میکند که هریک مستوجب عذاب شده باشند و در شب  و روز آخر ماه بعدد آنچه در تمام ماه آزاد کرده است}

 در اسارت بمانم؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم شهریور 1389ساعت 21:11  توسط زینب شیرازی | 

 فُزتُ وَ ربِ الکعبه

    

                                                                            

    قدر، قدر بود یا به برکت خون ریخته شده تو قدر شد!

    قلم نه یارای نوشتن ندارد بلکه هراس دارد از نوشتن عظمت شب هایی

    که حقیقتش را درک نکرده است نوشتن  از کسی که هنوز برایش آشنا 

    نیست

    تسلیت ای امت علی(ع)!بر دلتان غبار غم نشسته است؟ دیر نیست تا

    یتیمی!(انا وَ علیٌ ابواه الامة)

  

اگر همنوا شدی با يتيمان کوفه و پشت درب خانه مولا مرهمی گشتی

    بر دل زينب(س) اگرامشب در ميان العفوهايت بال های پروازت  را

    گشوده ديدی از ياد مبر آرزويمان دسته جمعی پريدن است!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 21:49  توسط زینب شیرازی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
به یاد 4 سال زیستن در کنار یکدیگر برگرد تا لحظات را تکرار کنیم
----------------------------------------------------------------------------------------------------
ای صمیمی ای دوست گاه بی گاه لب پنجره خاطره ام می آیی
ای قدیمی ای خوب تو مرا یاد کنی یا نکنی من به یادت هستم
آرزویم همه سرسبزی توست

نوشته های پیشین
خرداد 1390
فروردین 1390
آذر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
نویسندگان
زینب شیرازی
زنبق.م
محدثه
مریم سالار
نعیمه ملاحسنی
هدی
پیوندها
کلام شیرین
گاهنامه دانشجویی اوین
مقام معظم رهبری
امیرخانی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM